محمد جواد مغنية
23
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )
و [ اگر بخواهيد بر من سنگ بزنيد ] ، من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىبرم . ( 20 ) و اگر به من ايمان نمىآوريد ، از من كنار [ و مانع ايمان آوردن ديگران نشويد ] گيريد . ( 21 ) واژگان فارتقب : منتظر باش . الدّخان : مراد از « دخان » دراينجا ، آن دود معروف نيست ، بلكه مراد آن است كه انسان بهخاطر وضعيّتى كه [ در آن روز ] دارد ، ميان خودش و آسمان را همچون دود مىبيند ، بيان اين مطلب در آينده خواهد آمد . يغشى : احاطه مىكند . الذكرى : يادآورى و اندرز . فتنّا : آزمايش كرديم . عذت : پناه مىبرم . اعراب « يوم » مفعولبه براى « ارتقب » . جمله « يغشى الناس » صفت دوم براى « دخان » . « هذا عذاب اليم » مبتدا و خبر و جمله ، مفعول براى قول محذوف . « ربنا » در اصل « يا ربّنا » بوده است . « مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ » : « هو معلم مجنون » . « قليلا » : « كشفا قليلا » و يا اينكه زمنا قليلا » . « يَوْمَ نَبْطِشُ » ، « يوم » متعلق به فعل محذوفى است كه « منتقمون » بر آن دلالت دارد و در تقدير چنين مىباشد : « ننتقم يوم نبطش . . . » ، مصدر مؤوّل از « ان ادّوا » مجرور به باى محذوف است . « عباد اللّه » مفعول « أدّوا » . مصدر « أن ترجمون » مجرور به « من » محذوف و اصل « ترجمون » ترجمونى بوده است .